|
برنامه ريزي اعمال مديريت مصرف
ايـن فصل در چـارچوب بـرنامهريـزي بـرا ي مديريت مصرف انرژي توسـط تـوليد كنندگان انرژي الكتريكي صورت گرفته است و چگونگي اعمال فنآوريهاي مديريت مصرف انرژي را در برنامهريزي آينده توليد انرژي الكتريكي مورد بحث و بررسي قــرار ميدهد. اين مطالعه با تكيه بر يك برنامه راهبردي دراز مدت بين احداث ظرفيتهاي جديد نيــروگاهي ، خريد يا فروش انرژي و فعال سازي پتانسيلهاي سمت مصرف تعادل برقرار ميكند . در تكنيك مورد بحث هزينهها و سرمايه گذاريهاي مورد نياز براي گزينه هاي توليد در كنار هزينه ها و سرمايه گذاريهاي مورد نياز براي گزينه هاي مديريت مصرف بطور هم سطح ارزيابي ميشوند و در يك بهينه سازي يكپارچه ، مناسبترين تركيب براي احداث / گسترش ظرفيتهاي توليدي جديد و احداث / گسترش ظرفيتهاي جايگزين حاصل از اعمال راهكارهاي مديريت مصرف انتخاب ميگردد.
فرآيند برنامهريزي به دو سطح تقسيم ميشود :
برنامهريزي راهبردي ً كه تعيين كننده چهارچوب اصلي برنامه است .
برنامهريزي منابع سمت مصرف و توليد ً كه در برگيرنده جزئيات برنامه است .
اين مطالعه براي دستيابي به اهداف برنامهريزي شده تلاش ميكنــد تـــا برنامهريزي براي گزينه هاي سمت توليد و گزينه هاي سمت مصرف را بصورتي يكپارچه محقق نمايد.
در برنامهريزي يكپارچه منابع ((IRP) Integrated Resource Planning) تلاش ميشود تا برنامهريزي به نحوي انجام شود كه نيازهاي جامعه به انرژي برق با حداقل هزينه تامين شوند ((LCP) Least Cost Planning).
از ديدگاه جامعه ، حفظ محيط زيست و رسيدن به توسعه اقتصادي مطلوب ، راهبردهاي قابل تصور براي برنامهريزي هستند كه از توليد كنندگان برق انتظار ميرود.تحقق اين اهداف از ديدگاه توليد كنندگان انرژي برق در قالب شش هدف راهبردي ذيل قابل تعريف است .
توليد كنندگان بر حسب شرايط فني و اقتصادي خود براي يكي يا تركيبي از اين اهداف از گزينه هاي سمت توليد و گزينه هاي سمت مصرف بهره ميگيرند . جدول (1) اين شش هدف را نشان ميدهد .
پيك سايي (Peak clipping) –
كاهش پيك بار شبكه را دنبال ميكند بطوريكه ظرفيت ذخيره چرخان شبكه افزايش بيابد و نياز به احداث نيروگاههاي جديد كاهش پيدا كند .
دره زدايي (Valley Filling) –
افزايش بار شبكه در ساعات كم باري را دنبال ميكند بطوريكه ضريب بار شبكه و كيفيت بهره برداري از نيروگاهها افزايش مييابد.
جابجايي بار (Load shifting)
– دو هدف فوق را با هم دنبال ميكند .
انعطاف پذير كردن منحني بار (Flexible load shape) –
عرضه انشعابهاي برق با قابليت اطمينان پايين و ارزان را دنبال ميكند بطوريكه شركت برق در قطع كردن برق اين انشعابها آزادي عمل بيشتري خواهد داشت.
جدول (1) – راهكارهاي اجرايي براي حصول اهداف منحني بار
|
اهداف برنامهريزي براي منحني بار
|
نمونه منحني بار
|
مثال اجرائي از راهكارهاي سمت مصرفي
|
|
پيك سايي
|

|
قطع بار (اعمال خاموشي)
كنترل مستقيم بار
تعرفه هاي زماني
|
|
دره زدايي
|

|
ذخيره انرژي گرمائي
ذخيره سرما
تعرفه هاي فصلي
تعرفه هاي غير پيك
تعرفه هاي زماني
|
|
جابجايي بار
|

|
ذخيره انرژي گرمائي
ذخيره سرما
تعرفه هاي زمان
كنترل وسائل مصرف كننده (چرخش زماني)
|
|
انعطاف پذير كردن منحني بار
|

|
سرويس اشتراك ديماند
قيمت گذاري براي قابليت اعتماد متغير
تعرفه هاي قطع بار
|
|
صرفه جويي راهبردي
|

|
مميزي
وام كم بهره
سيستم هاي خورشيدي
مصرف انرژي كارا (با راندمان خوب)
تعرفه هاي صرفه جويي
توليد مشترك برق و گرما
|
|
رشد بار راهبردي
|

|
پمپ گرمايي
سيستم هاي دو سوخته
تعرفه هاي تشويقي
بارهاي صنعتي الكتريكي
افزايش سهم بازار
|
صرفه جويي راهبردي (Strategic Conervation) –
افزايش بازده مصرف برق پايانههاي مصرف را دنبال ميكند بطوريكه فروش انرژي به مشتركين فعلي كاهش بيابد و بدون احداث ظرفيتهاي جديد ، امكان عرضه انشعاب به مشتركين جديد فراهم شود.
رشد بار راهبردي (Strategic load growth) –
افزايش فروش انرژي برق را دنبال ميكند بطوريكه با برقدار كردن فعاليتهاي مختلف در بخشهاي كشاورزي ، صنعت و حمل و نقل ، سهم برق در ساختار انرژي مصرفي بخشهاي كشور افزايش پيدا كند.
فرآيند برنامهريزي به دلائل ذيل از پيچيدگي خاصي برخوردار است .
- برنامهريـــزي در بــرگيرنده اهداف مختلفي ميباشد كه بعضا" در تنازع
با يكديگر ميباشند. به عنوان مثال كمينه سازي هزينه ها و محدودسازي
تاثيرات زيست محيطي در حاليكه سطح بالائي از قابليت اطمينان مد نظر ميباشد
. لذا بين اين اهداف بايد يك توازن منطقي برقرار گردد.
- طيف وسيعي از گزينه هاي سمت توليد و سمت مصرف جهت تامين برق مورد نياز
وجود دارد و از آنجائيكه هريك داراي ويژگيهاي خاص خود ميباشند، از جمله
هزينههاي دسترسي ، زمان اجراء و نــيز تاثيرات زيست محيطي ، لذا تركيبات
مختلفي از اين گزينه ها از ديدگاه اقتصادي و قابليت اطمينان بايد مورد
بررسي قرار گيرند .
- شركت هاي برق ميبايست ظرفيت توليد كافي به منظور تامين نيازهاي
مشتركين با سطح قابليت اطمينان قابل قبول را تعبيه نمايند . در اين رابطه
احتمال بروز خطا در هريك از منابع و نيز عدم قطعيتها در بار كوتاه مدت را
نيز بايد مد نظر داشته باشند.
- تصميم گيري در يك سال مشخص بر سال بعد تاثير داسته و به همين ترتيب بر
تصميمات بعدي تاثير ميگذارد . بنابراين در برنامهريزي شركتهاي برق نياز
به منابع بايد به صورت پويا مد نظر قرار گيرد. از آنجائيكه ساخت واحدهاي
توليد نياز به زمان قابل توجهي دارد و نيز داراي طول عمر مفيد نسبتا"
طولاني ميباشند لذا بازه زماني برنامهريزي بايد در محدوده 20 الي 25 سال
باشد.
- ازه زماني طولاني بـرنـامهريـزي به نوبه خود مشكلات عديدهاي در
تصميم گيري ايجاد مينمايد از جمله : عدم قطعيت مربوط به رشد بار، قيمت
سوخت ، سرمايهگذاريهاي مورد نياز براي فن آوري هاي جديد و انرژيهاي تجديد
پذير ، نرخ بهره ، سياستها و قوانين ، قيدهاي زيست محيطي و غيره .
در سالهاي اخير موضوع تبادل برق بين كشور ها بر پيچيدگي برنامهريزي افزوده است . در سيستمهاي به هم پيوسته بينالمللي هريك از شركتهاي برق قادر خواهد بود از مزاياي اقتصادي واردات و يا صادرات برق و نيز از كمك هاي متقابل در مواقع بروز خطا در واحدهاي توليدي بهره جويد. البته بايد خاطر نشان كرد كه مزاياي شبكه هاي بهم پيوسته بيشتر در كوتاه مدت حائز اهميت است براي مثال اقتصادي بودن توليد واحدها(economic dispatch) به اشتراك گذاشتن ذخيره هاي چرخان ، سرويس و نگهداري هماهنگ واحدها و غيره .
با توجه به اين پيچيدگي ها ، مسئله برنامهريزي شركتهاي برق به دو فرآيند سلسله مراتبي زير تقسيم ميگردد
الف – برنامهريزي راهبردي
: كه هدف آن تعيين چندين گزينه هم سو براساس قيود سمت توليد (رشد بار ، تحولات قيمت سوخت ، دسترسي سوخت ، در نظر گرفتن سرمايه گذاريهاي مورد نياز براي واحدهاي توليد و همچنين قراردادهاي دراز مدت تبادل انرژي) ميباشد و قيود سمت مصرف ( تامين انرژي برق در راستاي اهداف توسعه كشور ) است
ب – برنامهريزي منابع سمت توليد و مصرف
كه تحقق راهبردهاي معين شده را با ايجاد منابع سمت توليد و مصرف در محدوده زماني 5 الي 20 سال برنامهريزي ميكند و هدف آن شناسائي مقاومترين برنامهريزي براي گزينه هاي سمت توليد و گزينه هاي سمت مصرف است
فرآيند برنامهريزي راهبردي
در برنامهريزي راهبردي ( استراتژي ) ابتدا مجموعه اي از گزينههاي كلان اقتصادي مطالعه ميشوند . اين مطالعات ديدگاه اقتصادي كلاني را در راستاي برنامههاي توسعه كشور و با در نظر گرفتن تحولات جهاني بويژه بازار انرژي براي برنامه ريزان فراهم ميكنند . براي هريك از گزينههاي اقتصادي ، تقاضاي برق در هر يك از بخش هاي انرژي ( مسكوني – تجاري – عمومي – صنعتي – كشاورزي و غيره ) پيش بيني ميشود. سپس براي بارهاي پيش بيني شده و با توجه به قيمتهاي سوخت در نظر گرفته شده براي هريك از گزينههاي اقتصادي ، برنامهريزي سمت توليد صورت ميپذيرد و در نهايت برنامه بهينه توسعه ظرفيت توليد و هزينه متناظر با آن تعيين ميگردد . سپس با اعمال هريك از اهداف اشاره شده در بخش قبل ، وزن هر هدف در كاهش هزينه توسعه ظرفيت توليد محاسبه ميشود . در نهايت براساس وزنهاي محاسبه شده و اهداف برنامه توسعه كشور ، اهـــداف راهبــردي در سمـت مصرف انتخاب ميشوند. با توجه به اينكه اطلاعات و پيش بيني هاي بعمل آمده در اين مرحله از بـرنـامهريـزي تـقريـبي ميباشند، لذا نتايج حاصل از برنامهريزي راهبردي به عنوان يك چارچوب هدايت كننده براي برنامهريزي فعاليتهاي سمت مصرف و توليد قابل استفاده خواهد بود.
فرآيند برنامهريزي منابع سمت مصرف وتوليد
جدول (2) كليه منابع لازم براي تامين نيازهاي انرژي الكتريكي جامعه را در سمت توليد و در سمت مصرف نشان ميدهد . براي احداث و گسترش هر كدام از اين منابع ، فعاليتهاي زيادي انجام شده و ميشود . اما آنچه اهميت دارد اين است كه برنامهريزي براي اين منابع بنحوي هماهنگ شود كه اهداف و راهبردهاي برنامهريزي شده با حداقل هزينه محقق شوند .
در برنامهريزي منابع به منظور تعيين هزينه هاي مورد نياز احداث و بهرهبرداري از انواع منابع در سمت توليد و سمت مصرف و به منظور تعيين قابليت اطمينان و همچنين تاثيرات زيست محيطي ، مطالعاتي تفصيلي بعمل مي آيد.بدين منظور نياز مبرمي به اطلاعات جزئي و مدلهاي دقيقتر ميباشد . ضمنا" مطالعات ميان مدت 5 الي 10 ساله نيز در قالب مطالعات بلند مدت نهفته است . شايان ذكر است كه گزينه هاي مورد مطالعه بايد با اهداف راهبردي معين شده همسو باشند.
برنامهريزي منابـــع بــا استفاده از روش برنامهريزي يكپارچه منابع صورت ميپذيرد . روش IRP كه برخلاف روش سنتي كه فقط منابع سمت توليد را مد نظر قرار ميدهد، چارچوبي براي ارزيابي هم تراز منابع سمت توليد و منابع سمت مصرف را فراهم ميآورد . در روشIRP تاكيد اصلي بر تامين انرژي برق مورد نياز از ارزانترين منابع است. از اينرو تكنيك هاي مديريت مصرف در زمينه هاي مديريت بار و بــهــرهوري انرژي را ميتوان بعنوان منابع كانديد شده تلقي كرد و ظرفيت هاي ناشي از اعمال اين تكنيكها را همپاي گزينه هاي سمت توليد در برنامهريزي بكار گرفت . ضمنا" مباحثي چون ديدگاههاي زيست محيطي و نيز ريسكها و عدم قطعيتها را ميتوان در روش IRP مد نظر قرار داد.
فلوچارت روش برنامهريزي يكپارچه منابع (IRP) در شكل (1) نمايش داده شده است كه داراي هشت مرحله به شرح ذيل است :
جدول 2 – فهرست منابع سمت توليد و سمت مصرف براي تامين انرژي برق مورد نياز جامعه
|
منابع تامين انرژي برق مورد نياز جامعه
|
|
سمت توليد
|
سمت مصرف
|
|
احداث نيروگاه با سوختهاي تجديدناپذير
|
احداث نيروگاه با سوختهاي تجديدپذير
|
مديريت بار
|
بهرهوري مصارف نهايي
|
|
متمركز و بزرگ مقياس
|
نامتمركز و كوچك مقياس
|
متمركز و بزرگ مقياس
|
نامتمركز و كوچك مقياس
|
|
|
|
واحدهاي با سوخت اتمي |
مشاركت ( صنايع)در توليد برق |
واحدهاي آبي |
واحدهاي خورشيدي |
كنترل مستقيم بار |
بهبود فنآوري |
|
واحدهاي با سوخت زغال سنگ |
استفاده از سلولهاي سوخت |
واحدهاي زميني گرمايي |
واحدهاي برق آبي كوچك |
تعرفههاي زماني |
اصلاح الگوي مصرف |
|
واحدهاي با سوخت گاز طبيعي |
|
|
واحدهاي بادي |
ذخيرهسازي حرارت |
بهبود قيمت فنآوري بهرهوري |
|
واحدهاي با سوخت مازوت |
|
|
واحدهاي با سوخت فضولات |
|
|
قدم اول : پيش بيني بار
- در اين مرحله پيش بيني بار بعمل آمده در برنامهريزي راهبردي با استفاده از مدلهاي خاصي كه هـريك از بـخش هاي انـرژي ( مسكـوني ، تجاري ، عمومي ، صنعتي و كشاورزي ) را بيان مينمايد، پالايش ميگردد. در اين فرآيند 52 هفته يكسال بصورت تعدادي از هفته هاي نمونه و هر هفته نمونه بصورت روزهاي عادي نمونه و روزهاي تعطيلات آخر هفته بيان ميگردند. به منظور ارزيابي تاثيـر فرآيندهاي مديريت مصرف ، اطلاعات بار ساعتي مربوط به روزهاي نمونه به كار گرفته ميشود.
قدم دوم : انتخاب گزينه هاي سمت توليد
- گزينه هاي سمت توليد تنها در برگيرنده تامين واحدهاي آبي و حرارتي نبوده بلكه كليه امكاناتي كه ظرفيت توليد را مي افزايد در بر ميگيرد . هر يك از اين منابع با مشخصات فني – اقتصادي مربوط به خود در نظر گرفته ميشوند .
- از جمـله ايـن مشـخصات زمـان راهانـدازي ، مـدت زمـان ساخت و اجراء ، مشخصات بهرهبرداري ، فاكتور دسترسي ، هزينه هاي سرمايه گذاري و بهره برداري ، پارامترهاي زيست محيطي و غيره ميباشند . در اين مرحله از برنامه كليه گزينههاي بالقوه شناسائي شده و بر اساس هزينههاي سرمايه گذاري سالانه و هزينه هاي بهره برداري طبقه بندي و مرتب ميگردند . هدف از اين كار انتخاب تعداد گزينه هاي محدود براي تجزيه و تحليل بيشتر به كمك روش IRP ميباشد .
قدم سوم : انتخاب گزينه هاي سمت مصرف
گزينـه هاي سمت مصرف عمدتاً شامل مديريت بار ، فن آوري بهره وري ، جابجايي بار ، تعرفه هاي زمـاني و غيـره ميباشنـد . در اينـجا نيز همانند منابع سمت توليد سعي ميشود با طبقه بندي گزينه هاي سمت مصرف تعداد نسبتاً محدودي را جهت معرفي به برنامه IRP انتخاب نمود . به كمك طبق بندي اقتصادي ميتوان منافع اجتماعي حاصل از جايگزيـني گزينه هـاي سمت مصرف را به جاي گزينه هاي سمت توليد در بازه زماني برنامهريزي ارزيابي نمود .
قدم چهارم : توسعه برنامهريزي يكپارچه منابع (IRP)
اين بخش اساس فرآيند برنامهريزي ميباشد . هدف اين مرحله انتخاب تركيبي از گزينههاي سمت توليد و گزينه هاي سمت مصرف ميباشد كه حداقل هزينه را دربرداشته (Least Cost Planning) و تقاضاي برق مشتركين را برآورده سازد . اصل حاكم بر اين روش يك مقايسه اقتصادي بين گزينه هاي سمت توليد و گزينه هاي سمت مصرف ميباشد ، در حاليكه فاكتور قابليت اطمينان و نيز تاثيرات زيست محيطي نيز مدنظر قرار ميگيرد .
اين مقايسه بدليل اختلاف مشخصه هاي گزينه هاي فوق الذكر مشكل ميباشد . مثل ظرفيت واحدها ، دسترسي ، زمان پيش فازي ، كنترل پذيري ، هزينه ها و غيره . بعلاوه نياز به پيش بيني عكس العمل مشتركين بر پيچيدگي محاسبات مي افزايد
در برنامهريزي يكپارچه منابع (IRP) ، لازم است كه يك ً حالت پايه ً براي توسعه ظرفيت توليد سيستم موجود بر اساس انتخاب بهينه منابع سنتي توليد تعيين شود . اين كار مستلزم مطالعات ذيل است :
- برنامهريزي توسعه ظرفيت
- برنامهريزي سرويس و نگهداري
- بررسي هزينه توليد
- آناليز قابليت اطمينان
- آناليز مسائل زيست محيطي
قدم بعدي تجزيه و تحليل ، دخالت دادن گزينه هاي مشخصي از مديريت مصرف ميباشد. در اين مرحله تاثير جايگزيني گزينه هاي سمت مصرف با گزينه هاي سمت توليد در كاهش هزينهها و سرمايه گذاريهاي سمت توليد و تاثير آنها در كاهش خسارت به محيط زيست ارزيابي ميگردد. ً هزينه هاي جلوگيري شده ً شامل هزينههاي توليد ، انتقال و توزيع نيز ميباشد . وقتي هزينه هاي جلوگيري شده بيش از هزينههاي مربوط به اعمال گزينه سمت مصرف باشد ، آنگاه گزينه سمت مصرف مورد نظر براي ارزيابي جزيي مد نظر قرار ميگيرد به شرطي كه شرايط قابليت اطمينان و ديدگاههاي زيست محيطي ارضاء گردند . در غير اينصورت گزينه مورد نظر مردود شناخته شده و گزينه بعدي در ليست برنامه (مديريت مصرف) DSM مورد ارزيابي قرار مـيگيـرد و بـه همـين ترتيب ادامه مييابد .
گزينههايي از سمت مصرف (DSM) كه به روش فوق توجيه اقتصادي دارند قبل از دخيل شدن در برنامهريزي منابع جهت ارزيابي پذيرش توسط مشتركان و شركتهاي برق به آزمون گذاشته ميشوند . چنين آزموني اثبات كننده اقتصادي بودن آن گزينه براي طرفين خواهد بود .
روش تخمين هزينه ها و آلودگي شده بر اساس مقايسه نتايج دو برنامهريزي تامين منابع در حضور و عدم حضور برنامه هاي مديريت مصرف ميباشد .
بدين ترتيب كليه برنامه هاي مديريت مصرف كه در ليست قرار داده شدهاند پس از مقايسه اقتصادي آزمون پذيرش مشتركان و شركتهاي برق در برنامه IRP قرار داده شده و اين برنامه نهايتاً به يك برنامهريزي با حداقل هزينه (LCP) منتج خواهد شد .
قدم پنجم : تجزيه و تحليل عدم قطعيتها و ريسكها
برنامهريزي دراز مدت مبتني بر IRP براي هر يك از گزينههاي اقتصادي مرحله برنامهريزي به منظور تعيين اهداف راهبردي صورت ميپذيرد . آنگاه برنامه بهينه منابع براي هر گزينه توسط معيارهاي چند گانه اي ارزيابي ميگردند . اين معيارها به عنوان ابزاري براي اندازهگيري ميزان مثبت بودن و خوبي يك برنامه ميباشند مثل : هزينه خالص كلي ، قيمت برق براي مشتركان ، تاثيرات زيست محيطي و غيره . در اينجا تجربيات خبرگان نيز در ارزيابي و احتمال وجود ريسك در برنامه ها بكار گرفته ميشود . سپس براي هر يك از برنامه هاي بهينه منابع انتخاب شده، يك مطالعه آناليز حساسيت نسبت به تغيير پارامترهاي با عدم قطعيت صورت ميپذيرد . نهايتاً با استفاده از نتايج تجزيه و تحليل هاي گزينههاي مختلف و نتـايج آناليز حساسيت مقاوم ترين برنامه و يا قابل انعطاف ترين برنامه ها شناسايي ميشوند .
قدم ششم : تجزيه و تحليل مالي و اقتصادي در اين بخش مدل هاي مالي و اقتصادي مورد بررسي و تجزيه و تحليل هاي لازم بر روي اجزاء مربوطه مثل جريان پول ، درآمدها و نيازها ، ترازهاي مالي قرار ميگيرند .
قدم هفتم : تجزيه و تحليل تعرفه ها
در اين بخش به ارزيابي تاثير تعرفه هاي زمان مصرف بعنوان ابزاري براي سياست قيمتگذاري مناسب و كارا پرداخته ميشود . نقش اين بخش ، برآورد تاثير نرخ بر گروههاي مختلف مشتركان در برنامه IRP ميباشد .
قدم هشتم : توصيه ها
آخـرين مـرحله از فـرآيند برنامهريزي ، شناسايي توصيه هاي مناسب براي برنامهريزي منابع ميباشد . اين توصيه ها ميتوانند هدايت كننده مناسبي براي مصالحه و هماهنگي بين اهداف مختلف برنامه باشند .
بالاي صفحه
|